طاها جون الان طاها جون الان ، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 24 روز سن داره

طاها پسرک پاییزی ما

درد دل زنانه

سلام به همه ی نی نی وبلاگی های عزیز... از وقتی که من و عزیز دلم  تصمیم گرفتیم یه کوچولو رو به جمع دونفره و خوشبختمون دعوت کنیم دو ماهی میگذره و من هنوز اندرخم آزمایش های قبل از بارداری هستم، تازه امروز دکترم بهم گفت فقر آهن داری، و بهم قرص آهن و ... داد، از اول فروردین هم که قرص تیروئیدم رو سر وقت میخورم، حالا تازه یه سری دیگه آزمایش هم مونده که انجام دادم ولی هنوز جوابشو نگرفتم... کی تموم میشه این پروسه.... نمی دوووووووووونم نمی دونم بعضی مواقع مثل امروز خیلی خسته میشم با خودم میگم کسایی که یهو باردار میشن و قبلش به هیچ پزشکی مراجعه نمیکنن مگه بچه دار نشدن، بچه هاشونم ( اونایی که من دور و برم میبینم ) سالم و سرحالن ولی ...
28 ارديبهشت 1392

مسافرت شمال

سلام .... از سالی که ازدواج کردیم اردیبهشت ماه حتما یه سفر شمال میریم اخه شهرهای شمالی در این فصل بسیار زیبا و دلفریب هستند امسال هم مثل سال های پیش به این سفر رفتیم با این تفاوت که سال های گذشته می رفتیم چالوس و در چادر می موندیم اما امسال به لطف بابای گلم به  یه ویلای خوشگل در شهر تنکابن رفتیم.فعلا نشد عکس از این سفر بزارم متاسفم  
27 ارديبهشت 1392

تولد تولد تولدت مبارک

سلام ، مطلبی که میخوام براتون بزارم مربوط به تولد همسر دلبندم می باشد که 14 اردیبهشت بود ولی به دلیل اینکه امسال در همون زمان تولد درگیر عروسی پسر خاله ام بودیم و همسر بنده هم که عشق عروسیه و اون چند رو کلا خونه نبودیم که من بتونم برای گرفتن تولد برنامه ریزی کنم ، البته یه تولد مختصر گرفتیم ولی نه مثل سال های گدشته... روز تولـد تو میلاد عـــــــــــــشق پاکـه             برای شکر این روز پیشونیم به خاکه                            ر این...
26 ارديبهشت 1392

لیله الرغائب

    خدایا آرزو می کنم ، آنچه را آرزو کنم ، که تو دوست داری و آن آرزو را اجابت نمایی که نیک فرجامم نماید . لیله الرغائب شب آرزوهاست برای اجابت آرزوهای هم آرزو کنیم ... التماس دعا ...
26 ارديبهشت 1392

به بهانه ماه مبارك رجب

        در زلال آفتاب نگاه خداوند، قنوت عشق را عاشقانه به زمزمه می نشینیم، در ماه رجب که سجاده ای به وسعت هستی گسترده است مرا از دعایتان بی نصیب مگذارید . ...
23 ارديبهشت 1392

روز مادر مبارك

          به بهشت نمي روم اگر مادرم آنجا نباشد.   حسين پناهي   گفتم مادر! ... گفت: جانم گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم ... ... ... ... گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چششمانم اما یک بار نگفتم: مادر من خوبم شادم...! همیشه از درد گفتم و از رنج به سلامتی مادر واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره! به سلامتی مادر بخاطر اینکه هیچوقت نگفت من همیشه گفت بچه هام... به سلامتی مادر بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت به سلامتی مادر بخاطر اینکه از سلامتیش برای سلامتی بچه هاش همیشه گذشته به س...
11 ارديبهشت 1392
1